


حمام خان يزد
طرح مرمت و احيا : دفتر مهندسان مشاور معماري و مرمت علي اميري اردكاني و همكاران ، طراح : مهندس علي اميري اردكاني
حمام خان يزد طرح مرمت و احيا : دفتر مهندسان مشاور معماري و مرمت علي اميري اردكاني و همكاران ، طراح : مهندس علي اميري اردكاني + نوشته شده توسط پوریا اصغری در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 و ساعت
19:30 |
+ نوشته شده توسط پوریا اصغری در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
22:29 |
هر بنا يا شهري تنها به ميزاني زنده است كه به راه بي زمان ملتزم باشد . راه بي زمان روندي است كه نظم را فقط از خود ما برمي آورد؛اين روند اكتسابي نيست ، بلكه اگر ما بگذاريم، خود روي مي دهد . براي يافتن راه بي زمان نخست بايد كيفيت بي نام را بشناسيم . يك كيفيت محوري وجود دارد كه مبناي اصلي حيات و روح انسان ، شهر ، بنا ، يا طبيعت بكر است ، اين كيفيت عيني و دقيق است ، اما نمي توان نامي بر آن گذاشت . تلاش ما براي يافتن اين كيفيت در زندگي خودمان ، چيزي است كه همه انسانها به دنبال آن هستند و موضوع اصلي در ماجراي زندگي هر كسي است . اين تلاش همان طلب اوقات و حالاتي است كه در آنها زنده ايم . براي تعريف اين كيفيت در بناها و شهرها ، بايد كار را با درك اين مطلب شروع كنيم كه هويت هر فضا از تكرار مستمر الگوهاي خاصي از رويدادها در آن مكان حاصل مي شود . الگوي رويدادها همواره با الگوي صوري خاص در فضاپيوندي ناگسستني دارند . چنان خواهيم ديد ، هر بنا يا شهر در نهايت امر متشكل از اين الگوها در فضا است و نه چيز ديگر ؛ اين الگوها اتم ها و ملكولهاي سازنده بنا يا شهرند . الگوهاي خاصي كه بنا يا شهر را مي سازند ممكن است زنده يا مرده باشند . به هر اندازه كه زنده باشند امكان آزاد شدن نيروهاي دروني ما را فراهم مي سازد و ما را آزاد مي كند ؛ اما اگر مرده باشند ما را در تبند تناقضات درونيمان نگاه مي دارند . هر چه الگوهاي زنده در چيزي – اتاقي ، بنايي يا شهري بيشتر شوند ، در قالب كلي منسجم زنده تر، شاداب تر مي شوند و شور خودباني و صيانت نفس را كه همان نكيفيت بي نام است ، بيشتر در خود دارد . هر وقت بنايي چنين شعله اي در درون داشته باشد ، جزئي از طبيعت مي شود ، همچون امواج اقيانوس ، يا برگ هاي علف كه اجزايشان در معرض بازي بي پايان تكرار و تنوع است ؛ همه در محضر اين حقيقت كه همه چيز در گذراست . اين خود آن كيفيت است . پس براي تنيل به كيفيت بي نام بايد زبان الگوي زنده اي پديد آوريم كه چون دروازه عمل كند . اين كيفيت را نمي توان در بناها و شهرها ساخت ، بلكه صرفاً مي توان نآن را به صورت غير مستقيم با فعاليت معمولي مردم ايجاد كرد ؛ درست همچون گل كه نمي توان آن را ساخت بلكه فقط مي توان آن را از دانه پروراند . انسانها مي توانند با استفاده از زبان هايي كه من آنها را زبان الگو مي نامم ، بنا ها را شكل دهند و قرن ها چنين كرده اند . زبان الگو به كسي كه آن را به كار مي برد و قدرت مي دهد كه بي نهايت بناي تازه و بي همتا به وجود آورد ؛ درست همان طور كه زبان عادي به او قدرت مي دهد كه بي نهايت جمله متنوع بسازد . زبان هاي الگو به امور روستا و جوامع كشاورزي محدود نمي شود، همه كارهاي ساختماني در سيطره ي نوعي زبان الگوست ، و الگوهاي عيني فقط بدين سبب در اين كارها حضور دارند كه زبان هايي كه مردم به كار مي برند آنها را پديد آورند . و بالاتر اينكه : فقط شكل شهرها و بناها نيست كه از زبان هايت الگو ناشي مي شود ، بلكه كيفيت آنها نيز چنين است ، حتي حيات و زيبايي پر ابهت ترين بناهاي معظم ديني همه از زبان هايي نشئت مي گيرد كه سازندگانشان به كار برده اند . اما در روزگار ما زبان ها از كار افتاده اند . چون اين زبانها ديگر عمومي و مشترك نيستند روندهايي كه آن ها را پرمايه نگاه مي داشت از بين رفته ؛ و از همين روست كه امروزه حيات بخشيدن به بنا براي همه عملاً ناممكن شده است . براي آنكه دوباره به سوي زبان الگويي مشترك و زنده راه بگشاييم ، بايد نخست بياموزيم الگوهاي پر مايه و حيات بخش را چگونه كشف كنيم . پس مي توانيم كم كم الگوهاي مشتركمان را با تجربه اصلاح كنيم : مي توانيم با شناخت احساسي كه اين الگوها در ما پديد مي آورند به راحتي تعيين كنيم كه آيا محيط ما را حياط مي بخشد يا نه ؟ وقتي كه فهميديم چگونه تك الگوهاي زنده را كشف كنيم ، مي توانيم در هر كار ساختماني اي كه برايمان پيش مي آيد ، زباني براي خود بسازيم . ساختار زبان حاصل شبكه روابط ميان تك الگوهاست . و كل زبان به همان اندازه زنده است كه الگوهاي تشكيل دهنده آن كل زنده ايم . سرانجام مي توانيم با زبانهاي تمجزا براي كارهاي مختلف ساختماني ، ساختاري باز هم بزرگ تر بسازيم ساختاري مشتكل از ساختارها كه پيوسته تكامل يابد و زبانن مشترك شهر ماست اين «دروازة» ماست . وقتي دروازه را ساختيم مي توانيم از آن بگذريم و قدم در راه بي زمان بگذاريم . حال مي خواهيم به تفصيل ببنيم كه نظامي غني و پيچيده شهر چگونه مي تواند از هزاران فعاليت خلاقانه سر برآورد اگر زبان الگوي مشتركي در شهر خود داشته باشيم ، همه مان اين قدرت را خواهيم داشت كه از طريق عادي ترين فعاليتهاي خيابان ها و بناهايمان را زنده سازيم . زبان ، همچون دانه ، سيستم ژنتيكي است كه به ميليون ها فعاليت كوچك ما قدرت مي دهد . كلي منسجم تشكيل مي دهد . در اين روند از نوع افزودني نيست كه در آن اجزايي از پيش شكل يافته در كنار هم قرار گيرند و كلي بيافرينند بلكه از هر نوع تحول و دگرديسي جنين است كه در آن ، كل به اجزا مقدم است و اجزا خود را مرحله به مرحله به وجود مي آورد . روند شكفتن مرحله به مرحله پيش مي رود ،يعني درهر بار بك الگو ، در هر بار يك الگو جان مي گيرد و قوت نتيجه كار به قوت هر يك از اين مرحله ها بستگي دارد . با سلسله اي از الگوهاي منفرد ، بناهايي منسجم و داراي خصلت طبيعت ،به همان سادگي كه جملات در ذهنشان شكل مي گيرند ، خود را سامان مي دهند . به همين ترتيب الگوهاي انساني هم مي توانند با تبعيت از بان الگوي مشترك ، بناهاي عمومي و بزرگ تر خود را طراحي كنند ، چنان كه گوئي همه يك ذهن دارند . وقتي كه بناها به اين صورت طراحي شد مي توان آن ها را مستقيماً و به وسيله چند نشان ساده برل روي زمين ساخت ؛ و اين ساختن نيز دردرون زباني مشترك انجام داد ، اما مستقيماً و بدون استفاده از نقشه . سپس با چندين فعاليت ساختماني ، كه هر كدام براي اصلاح و تكميل محصول فعاليت هاي پيشين انجام مي گيرد ، كم كم كلي پديد مي آيند كه از آنچه تك تك فعاليتها مي توانند به وجود آورند بزرگ تر و پيچيده تر است . سرانجام در چهار چوب زباني مشترك ، ميليون ها فعاليت ساختماني منفرد به اتفاق هم ، و بي آنكه كنترلي در كار باشد ، شهري به وجود مي آورند كه زنده ، منسجم و پيش بيني ناپذير است . اين همان پديده آمدن آرام كيفيت بي نام است كه گوئي از هيچ بر نمي آيد . همين طور كه كل شكل مي گيرد ، مي بينيم كه هويتي جاودانه به خود مي گيرد كه آن را شايسته نام هويت جاودانه مي كند . اين هويت ، هويتي ويژه و كالبدي و دقيق و ظريف است كه هر گاه بنا يا شهري زنده مي شود بايد به وجود آيد . اين هويت تجسم كالبدي كيفيت بي نام در بناهاست . اما اين راه كامل نمي شود مگر آنكه دروازه را پشت سر بگذاريم . به راستي اين هويت جاودانه به دست آخر هيچ ربطي به زبان ها ندارد . زبان و روندهايي كه از آن ناشي مي شوند ، تنها نظم بنياديني را عرضه مي دارند كه فطري ماست . چيزي به ما نمي آموزند ، بلكه فقط آنچه را از پيش مي دانسته ايم و چيزي را كه وقتي خودمان را از ايده ها و نظرها پيراستيم بارها و بارها كشف خواهيم كذد تو به ياد مي آورند و درست همان كاري را مي كند كه از خود ما به ظهور مي رسد . + نوشته شده توسط پوریا اصغری در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت
14:30 |
معرفی سایتهای معماری و عمران
+ نوشته شده توسط پوریا اصغری در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت
1:19 |
+ نوشته شده توسط پوریا اصغری در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت
1:12 |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||